نقد كتاب جامع شناسي 1
نقد كتاب جامعه شناسي (1) سال دوم دبيرستان رشته علوم انساني – استان لرستان
الف) نقد كلي به كتاب:
1- كتاب عنوان جامعه شناسي دارد اما محتواي آن فلسفه و معارف اسلامي مي باشد.
2- كتاب با نگاه ايدئو لوژيكي و تحت تاثير آن نوشته شده است در جا ي جاي آن به صورت پيدا و پنهان بدنبال زير سؤال بردن جامعه شناسي علمي و دست آورد هاي آن مي باشد.
3- مي توان از اين تشبيه استفاده نمود كه كتاب بر آنست كه القا نمايد طب سنتي از طب نوين بهتر است و طب نوين از شرايط اجتماعي به نفع خود بهره برده و خود را غالب نموده است.
4-به نظر مي رسد مؤلفين يا گرداننده گان بدنبال آفرينش جامعه شناسي اسلامي هستند اما با مطالعه كتاب مي توان گفت هم به دين جفا مي شود و هم به جامعه شناسي. زيرا آنگونه به معرفي اجتماعيات در اسلام پرداخته كه به شدت در مقابل دست آوردهاي نوين علم بشري موضع گيري مي كند و بالعكس.
5-برآيند نظرات معلمان نسبت به كتاب مثبت نيست. اين مطلب با اين بحث كه هميشه در مقابل تغيير مقاومت وجود دارد متفاوت است . بسياري از معلمان خواهان تغييردر كتب مي باشند اما اين تغيير در راستاي مباحث تخصصي است نه بازگشت به عقب يا معرفي مباحث فلسفي و معارف اسلامي بعنوان جامعه شناسي كه البته هر كدام از اين موضوعات در جايگاه خود ارزشمند و مهم مي باشند.
6-كتاب خود به طرح مسئله كرده ، در مورد آن بحث نموده و خود نيز به قضاوت و نتيجه گيري پرداخته است . و كمتر فضايي براي تفكر و قضاوت دانش آموز باقي گذاشته است.
7- به نظر مي رسد نويسندگان و گردانندگان كتاب فرصت را غنيمت شمرده از فرصت شكار استفاده نموده ودر پي غالب نمودن برداشت خود از برخي مفاهيم پراكنده و نامربوط به عنوان جامعه شناسي و شايد از نگاه آنها جامعه شناسي اسلامي به دانش آموزان مي باشند چيزي كه از نظر علمي معنا و مفهومي ندارد..
8-اين كتاب برانست كه براي اسلامي كردن جامعه شناسي مي بايست ابتدا تمامي صاحب نظران جامعه شناسي و نظريه هاي آنها را ترور شخصيت كنيم و كنار بگذاريم و آنگاه برداشت خود از اجتماعيات در اسلام را جايگزين آنها نماييم
9-اين كتاب بر آنست كه بگويد جامعه شناسي موجود براي جامعه ايران نه تنها مفيد نيست بلكه مضر مي باشد.
10- اين كتاب بر آنست تا با تكيه بر نظرات افلاطون و ارسطو در يونان باستان و تداوم و گسترش بخشي به آن توسط انديشمندان اسلامي همچون فارابي و ابن سينا و تداوم اين مسير در حوزه هاي علميه ، اينك راه آنها را در عرصه عمومي جامعه ادامه داده و طرحي نو با محتوايي بر گرفته از گذشته براي سعادت جامعه ايراني در اندازيم.
ب) نقد مباحث كتاب :
1- مطالب كتاب بيش از حد ذهني است و بطور عمده درسطح دانش قابل آموزش مي باشد زيرا كه بيشتر تعاريف و مفاهيم مي باشد و مطالب كاربردي آن بسيار محدود است .
2- مباحث كتاب با توانايي ذهني دانش آموزان دوم انساني كه تعداد زيادي از آنها عليرغم علاقه و ميل خود و از سر ناچاري به اين رشته وارد شده اند هم خواني ندارد.
3-پيشينه اطلاعاتي دانش آموزان نسبت به مباحث كتاب حداقلي است .
4- طرح برخي مباحث و مفاهيم تخصصي جامعه شناسي براي دانش آموز سال دوم انساني مي تواند نشان از بي خبري مؤلف از شرايط آموزشي ، در آموزش و پرورش كشور باشد
5- مؤلف در تدوين كتاب به ساده سازي كلمات و مفاهيم توجه ننموده است و يا در پاورقي به توضيح آنها نپرداخته است.از جمله اين مفاهيم مي توان به پوزيتويسم ، عقل عملي ، عقل نظري ، جامعه شناسي انتقادي و .... اشاره نمود.
6- مفاهيم مانند پوزيتويسم ، جامعه شناسي تفهمي ، جهان اجتماعي ، حتي روش حسي –تجربي ، واقعيت اجتماعي ، اثبات گرايي، لايه هاي جهان اجتماعي ، جامعه شناسي پوزيتيويستي ، ديدگاه هاي محافظه كارانه ، داوري ارزشي و انتقادي ، فهم پديده هاي اجتماعي ، جامعه شناسي خرد ، جامعه شناسي كلان ، علوم تفهمي ، علوم انتقادي ، علوم ابزاري ، اعتباريات ،تقسيم بندي ذهني – عيني ، نماد ها و عقايد ، جهان متجدد ، افسون زدايي ، عقلانيت ابزاري ، كنش عقلاني معطوف به هدف ، عقلانيت ذاتي ، قفس آهنين ، جوامع مكانيكي ، جوامع ارگانيكي ، جهان هاي معنوي و دنيوي ، جامعه سكولار و دهها مطلب ديگر مفاهيمي هستند كه نه تنها دانشجويان دوره كارداني علوم اجتماعي با آنها آشنا نمي شوند بلكه حتي دانشجويان دوره كارشناسي در طول دوره كارشناسي و در ترم آخر تحصيلات خود آنها را مي آموزند و حتي جامعه شناسي انتقادي به دوره فوق ليسانس كشيده مي شود.
7- مفاهيمي مانندعقل عملي ، عقل نظري ، علم تدبير مدن ، روش تجريدي ، علم اخلاق ، كشف حقيقت ، شناخت عقلي ، شناخت شهودي ، شناخت وحيان ، علم لدني ، شهود شيطاني ، اقسام شناخت علمي ، جهان اساطيري و... مفاهيم هستند كه بطور عمده در فلفسه 1 و2 دوره كارشناسي رشته جامعه شناسي بطور گذرا مورد مطالعه قرار مي گيرند و اطلاعات معلمان در خصوص اين مطالب بسيار محدود مي باشد و حتي مي توان گفت خود معلمان در فهم آنها داراي مشكل مي باشد چه رسد به اينكه بخواهند آن را به دانش آموز سال دوم انساني آموزش دهند.
8- يافتن مصداق براي مطالب دروس در جامعه پيراموني بسيار دشوار است .
9-براي ورود به متن دروس مقدمات لازم و قابل فهم براي دانش آموز فراهم نشده است .
10- تشابه اسمي دروس مانند كنش اجتماعي ، علوم اجتماعي ، جهان اجتماعي ، شناخت جهان اجتماعي و... براي دانش آموزان در فهم مطالب مشكل آفرين است.
11- از آنجا كه مولف اصلي كتاب داراي تحصيلات حوزوي مي باشد و در حوزه فلسفه به ضرورت رشته تخصصي اش يعني دكتراي اديان داراي مطالعه و معلومات مي باشد و از آنجا كه در فلسفه به دليل تكيه بر استدلال عقلي بازي با كلمات و صغري و كبري چيدن و نتيجه گرفتن امري رايج است. اين قالب بر بسياري از مفاهيم ومباحث كتاب حاكم است و در واقع رويكرد كتاب رويكردي فلسفي مي باشد تا جامعه شناسي.
12-هرچند، بخش زيادي از كتاب پيرامون شناخت، علم ، عقل ، جهان اجتماعي ، پديده اجتماعي ، شناخت علمي و شناخت عقلي مي باشد اما تعريف درست ، واضح و روشني از اين مفاهيم ارائه نمي دهد.
13-بين مباحث اين كتاب و ديگر كتب همين پايه ارتباط افقي وجود ندارد.زيرا كه بطور عمده از پايه سوم انساني و بعد از آن دانش آموزان با برخي مفاهيم فلسفي و ديني موجود در اين كتاب بطور مقدماتي از طريق كتب فلسفه و منطق و دين وزندگي آشنا مي شوند.
14- كنش انساني همان كنش اجتماعي است و تفكيك اينها صحيح به نظر نمي رسد در ثاني در جامعه شناسي بحث روي كنش اجتماعي است و مطرح نمودن كنش انساني در ابتداي كتاب صحيح نظر نمي رسد.
15- مباحث مطرح شده مرتبط با جامعه شناسي در اين كتاب هرچند داراي مباني تئوريك خاص خود از جمله نظريه هاي كاركرد گرايي ( پارسونز ، مرتن ، دوركيم ، اسپنسر ) نظريه هاي تفسيري ( ماكس وبر ) و پديدار شناسي ( هوسرل و آلفرد شوتس) و ... مي باشند و مؤ لف از تفكرات و نظرات آنان اسفاده نموده اماذكوشيده است با جايگزيني كلمات مشابه مباحث را جدا از اين نظريه جلوه دهد.
16- مجموع مطالب و مباحث مطرح شده در كتاب گوياي توان علمي ضعيف و عدم تسلط مؤلف كتاب به مفاهيم تخصصي جامعه شناسي مي باشد و تسلط ايشان در حوزه فلسفه و معارف اسلامي مي باشد.
17- مطالب كتاب فاقد پانويس در متن و منابع و ماخذ در پايان مي باشد.
18- بسياري از شكل ها بامتن درس تناسب ندارند ، داراي حداقل توضيحات نيستند و درك معاني آنه مشكل مي باشد
19- به دليل عدم مصداق يابي عكس و تصاوير در محيط اجتما عي به دليل انتزاعي بودن تصاوير بطور عمده بصورت نقاشي ارائه شده است.
ج)نقد كتاب بر اساس توانايي فراگيران :
1- مطالب كتاب بيش از حد انتزاعي مي باشند.
2- مطالب كتاب با توانايي ذهني دانش آموز تناسب ندارد و بيش از حد مشكل مي باشند.
3- دانش آموز چاره اي جز حفظ كردن مطالب ندارد.
4-بر گرايش دانش آموزان به جامعه شناسي و رشته جامعه شناسي تاثير منفي دارد.
5- مطالب براي دانش آموز خسته كننده مي باشد.
6- در كنفرانس هاي كلاسي كه دانش آموزان در اين ارائه داده و مي دهند وقتي كه مورد سؤال قرارمي گيرند پاسخ مي دهند بسياري از مطالب دروس را نمي فهمند و ناچار به حفظ مطالب وارائه آن دركلاس مي باشند.
7- بحث پيامدهاي ارادي و بخصوص پيامد هاي غير ارادي كنش انساني ، فهم ودرك پديده اجتماعي ، فهم ودرك جهان اجتماعي، فهم ودرك عقل عملي و نظري و.... براي دانش آموزان بسيار ثقيل و دير فهم مي باشد.
8-انجام كار تحقيقي و عملي با توجه به مطالب كتاب براي دانش آموزان دشوار مي باشد.
ج)نقد كتاب بر اساس توانايي معلمان :
1- با نگاه به كتاب اين تصوير در ذهن معلم شكل مي گيرد كه مي خواهم جامعه شناسي براي پرورش شهروند مطلوب پرورش كنم يا تئوريسين جامعه شناسي يا نه مي خواهم فلسفه يا معارف اسلامي تدريس كنم.
2-بر بسياري از مطالب كتاب معلمان علوم اجتماعي تسلط علمي ندارند چه مفاهيم مرتبط با جامعه شناسي و چه مفاهيم غير مرتبط مانند شناخت شهودي ، شناخت شيطاني ، شناخت وحياني ، عقل نظري و....
3-تعداد زيادي از معلمان ليسانس مطالعات اجتماعي دوره كارشناسي ناپيوسته از طريق مركز تربيت معلم مي باشند و اين گروه از معلمان با توجه به اينكه حداقلي از دروس تخصصي جامعه شناسي را طي مي نمايند از نظر دانش تخصصي داراي ضعف علمي بوده ودر نتيجه در تدريس مفاهيم بسيار انتزاعي و تخصصي كتاب داراي مشكل مي باشند. اين دسته از معلمين در تدريس مطالب فلسفي و ديني بخش زيادي از كتاب را در برگرفته است با مشكلات بيشتري روبرو مي باشند.
4- در بسياري از نقاط كشور از معلمان غير مرتبط مانند معلمان فارغ تحصيل رشته اقتصاد وگرايش هاي دانشگاهي وابسته به آن ، روانشناسي و گرايش هاي دانشگاهي وابسته به آن و علوم تربيتي و گرايش هاي دانشگاهي آن استفاده مي گردد؛ كه فهم ودرك مفاهيم بسيار انتزاعي و تخصصي كتاب براي خود آنها بسيار بسيار مشكل مي باشد چه رسد به تدريس و جا انداختن آن براي دانش آموزان.
5- بكارگيري روش هاي تدريس فعال جهت تدريس اين كتاب در كلاس درس به علت ثقيل بودن و فلسفي بودن مطالب بسيار دشوار است .
6- تدريس مطالب به منظور درك و فهم توسط دانش آموز به دليل قلت اطلاعات تخصصي نزد دانش آموز بسيار مشكل و وقت گير و خسته كننده مي باشد.
7- كتاب ناخواسته معلم را به سمت تدريس سنتي و توضيحي سوق مي دهد شايد اين ناشي از حاكم بودن بحث حوزوي بر تاليف و تدوين مطالب كتاب باشد.
8- به نظر مي رسد بسياري از معلمان به تدريس دروس اين كتاب در سطح دانش و حفظ كردن مطالب توسط دانش -آموز ان اكتفا كنند.
ج)نقد كتاب با توجه به متون درسي :
* درس اول :
1- عنوان درس به كنش اجتماعي تبديل شود .
2- تفسير و توضيح عكس هاي شير در حال شكار و آبشار ص12 مشكل و داراي ابهام مي باشد. و خود اين دو تصوير دو معني جداگانه به ذهن متبادر مي كنند . همچنين اسم گذاري اين دو تصوير مشكل است .
2- ارائه درك معنايي واحد از تصاوير كتاب هاي رديف شده درص13 مشكل است.
3- تعريف درستي از كنش ارائه نشده است.
4- بحث رفتار و تفاوت ان با كنش شايد مناسب تر از بحث مطرح شده باشد.
5-اگر بجاي فعاليت و تفاوت آن با كنش از كلمه رفتار استفاده شود بهتر است. زيرا هر كنشي رفتار است اما هر رفتار كنش نيست.در واقع آن دسته از رفتارهاي ما كه با اراده و آگاهي و باقصد و نيت قبلي انجام مي گيرد كنش محسوب مي شوند.
6-كنش هاي فردي نيز بشكلي كنش اجتماعي هستند اين مطلب در درس هاي ديگر از جمله مورد توجه نيز قرار گرفته است.
9- كنش هاي دروني نيز كنش اجتماعي هستند زيرا در واقع پاي ديگران در ميان است اما آشكار نيست.
10-بهتر است بجاي پيامد هاي ارادي و غير ارادي كه پيچيده و دير فهم و همچنين نامانوس با مفاهيم جامعه شناسي مي باشد از پيامدهاي آشكار و پنهان يا از پيامدهاي خواسته و ناخواسته كه از مفاهيم جامعه شناسي مي باشد استفاده شود.
11- تفسير ص16 مشكل است و درك واحد از آن دشوار مي باشد . بعلاوه در تصوير دوم همه چپ دست هستند اين هم خود يك ايراد است.
12-صفحه پاياني خلاصه كنيد ، مفاهيم كليدي ، و آنچه در اين درس آموختيم مناسب است اما بهتر است جاي مفاهيم كليدي و خلاصه كنيد با هم تعويض شود تا دانش اموز ابتدا مفاهيم كليدي درس را بنويسد ، و بعد از آن مراحل ديگر را انجام دهد.
* درس دوم
1- درك معاني واحد از تصاوير 1 و2 از سمت راست مشكل است
2- در توضيح تفاوت موضوع علوم انساني و علوم طبيعي از كلمات قلمبه ثلمبه يا فلسفي مانند مستقل از اغراض ، زبان شناس و ... استفاده شده بهتر حذف يا معادل سازي شوند.
3- بحث متافيزيك وفلسفه در ص 20 براي دانش آموزان سال دوم انساني دير فهم مي باشد . دانش آموز در سال سوم به مطالعه فلسفه مي پردازد. و بهتر است حذف شود يا به صورت پاورقي آورده شود.
*درس سوم :
1- تفسير و درك معناي تصاوير ص 22 دشوار است.
2-مقايسه علوم انساني و علوم طبيعي و آن دو را درمقابل هم قرار دادن در صفحات 24 و25 علمي به نظر نمي رسد و ضرورتي ندارد و بيشتر نگاهي عاميانه است.
3- علوم تفهمي و علوم انتقادي آورده شده در ص24 بهتر است در پاورقي يا در صفحه اي بعنوان براي مطالعه توضيح داده شوند.
4- اگر لازم است به اهميت علوم انساني پرداخته شود بدون مقايسه به اهميت و فوايد آن پرداخته شود.
*- درس چهارم :
1- طرح مبحث پديده هاي اجتماعي و درك آن براي دانش آموز سال دوم انساني هم زود و هم مشكل است .
2- متن تهيه شده در ص 30 براي آموزش پديده اجتماعي ثقيل و دير فهم مي باشد . بهتر است متن ساده تر شود.
3- درك معني تصوير ص دشوار است.
4- در معرفي نظام اجتماعي در ص31 آوردن تصوير دوچرخه مناسب به نظر نمي رسد.
5- درك معناي واحد از تصاوير ص32 مشكل است .
6- آموزش متن ص 32 دشوار است.
7- تحقيق كنيد پايان ص32 با متن درس تناسب لازم را ندارد.
* درس پنجم:
1- پاراگراف دوم ص36 و پاراگراف آخر ص 38 ثقيل و دير فهم مي باشد.
* درس ششم :
1-طرح مفاهيم جامعه شناسي پوزيتويستي ، جامعه شناسي تفهمي و جامعه شناسي انتقادي كه مطالبي بسيارتخصصي هستند براي دانش اموز سال دوم انساني و بدون هيچگونه پيشينه اي بسيار ثقيل بوده و اموزش آنها بسيار دشوار مي باشد.
2 – ضمن اينكه اين درس يكي از بهترين درس هاي اين كتاب مي باشد اما طرح آن به اين شكل و آموزش آن با اين صفحات محدود يسيار دشوار است.
3- جامعه شناسي انتقادي در دوره فوق ليسانس بايد آموزش داده شود و مورد نقد قرار گيرد نه در سال دوم انساني.
*درس هفتم :
1- بهتر است عنوان اين درس به تاريخچه علوم اجتماعي در يونان و ايران تبديل شود. چون هردو دانشمند معرفي شده ايراني هستند.
2-جاي معرفي ابن خلدون در اين كتاب و در اين درس خالي است.
3- بهتر است اين درس قبل از درس ششم قرار گيرد.
4- مباحث عقلي ، عقل نظري ، عقل عملي و تقسيمات آنها فلسفي بوده و دير فهم مي باشند .
5- مباحث اين درس مي بايست ساده سازي و خلاصه تر شود و قبل از درس ششم يا جامعه شناسي جديد فرار گيرد.يا جاي دو درس با هم تعويض گردد.
6- اعتباريات علامه طباطبايي در صفحه اي جداگانه با توضيح بيشتر آورده شود يا درس تحت عنوان علوم اجتماعي در بين متفكرين ايراني يا مسلمان معاصر بعد از تاريخچه جامعه شناسي آورده شود و به نظرات و تفكرات اجتماعي علامه طباطبايي ، شهيد مطهري ، دكتر شريعتي ، آيت اله مصباح يزدي ، دكتر سروش و متخصصين علم جامعه شناسي در ايران پرداخته شود.
7- تصوير خرس ها با مطالب و متون درس همخوان نيست.
*درس هشتم :
1-آموزش مفهوم جهان اجتماعي مشكل است .
2- جهان اجتماعي همان نظام اجتماعي نيست.
3- مطالب آورده شده جهت آموزش مفهوم جهان اجتماعي دير فهم بوده و انسجام لازم را ندارند.كه مي تواند نشان از عدم تسلط عميق مؤلف بر متون تخصصي جامعه شناسي باشد.
4- به مبحث فرهنگ بسيار گذرا و ناقص اشاره شده است و بدو مقدمه لازم بحث فرهنگ را مطرح نموده و آن را ناقص به به پايان برده است.
5- بهتر است درسي جداگانه تحت عنوان فرهنگ و نقش آن در تداوم جهان اجتماعي آورده شود.
6- درك معنا و مفهوم واحد از تصوير ص 57 مشكل است.
7- درك معنا و مفهوم واحد از تصوير ص 58 مشكل است.
*درس نهم :
1- درك معنا و مفهوم واحد از تصاوير ص 60 مشكل است.
2- آموزش متن درسي ص 61 بسيار مشكل و دير فهم مي باشد يا حذف گردد يا ساده سازي شود.
3- آموزش متن ص 64 براي دانش آموزان دشوار است.
* پيشنهادات:
1- پيشنهاد مي گردد از متخصصين علوم اجتماعي بخصوص اساتيد دانشگاه جهت تاليف كتب جامعه شناسي استفاده به عمل آيد.
2- بخش سوم كتاب بطور كامل مورد بازنگري علمي دقيق قرار گيرد و بيشتر شناخت علمي كه امروزه بيشترين كاربرد را در حل مسائل اجتماعي دارد مورد بحث قرار گيرد.
3- از تركيب مفاهيم فلسفي ، ديني و جامعه شناسي پرهيز شود و هر مطلب در جايگاه خود آموزش داده شود.
4- جامعه شناسي علم است اسلامي و غير اسلامي ندارد طرح جامعه شناسي اسلامي ، فيزيك اسلامي ، رياضي اسلامي و... جز هدر دادن انرژ ي جامعه حاصل ديگري ندارد .
5-همانند ديگر علوم مي توانيم از دست آوردهاي علم جامعه شناسي جهت تحقق اهداف جامعه خود استفاده كنيم.
6- علوم جديد دست آورد سال ها و قرن ها فعاليت بشرند همراهي با آنها بكارگيري آنها و تن دادن به دست آورد هاي آنها در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي با بومي سازي آنها بهتر منافع ملي جامعه ما را تامين مي كند تا برانداختن آنها.
6- بهتر است اين كتاب پس از بازنگري دقيق و علمي توسط متخصصين جامعه شناسي به پايه سوم انساني اختصاص يابد و كتاب ساده تري جهت تريس در پايه دوم تاليف گردد.
7- همكاران داراي مدرك دكتري جامعه شناسي مشغول به فعاليت در آموزش و پرورش و همكاران داراي مدرك كارشناسي ارشد و با تجربه نيروي بالقوه مناسبي جهت تاليف كتب درسي جامعه شناسي مي باشند كه مي توان از آنها بهره گرفت.
8- چنانچه در تاليف كتاب نيات سياسي و ايدئولوژيكي نهفته باشد و با نيات سياسي و ايدئولوژيكي خاص كتب تاليف و وارد چرخه آموزشي گردد ، بي تفاوتي معلمان نسبت به آموزش مطالب ، بي رغبتي ، بي انگيزگي و سرخوردگي و نارضايتي آنان و انتقال همين ويژگي ها به دانش آموزان حاصل آن خواهد بود بنابراين پيشنهاد مي گردد در تاليف كتاب درسي در اين مورد دقت و وسواس لازم به عمل آيد و افكار عمومي معلمان علوم اجتماعي مورد توجه قرار گيرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۹ ساعت 7:29 توسط گروه علوم اجتماعی
|